
از تشییع آمدهام
و تهران،
شبیه باغیست
که ناگهان
بلندترین سرو خود را گم کرده باشد
آب حیات هنوز جاریست،
پرندهای
آهسته مرثیه میخواند،
و در سکوت شاخهها
جای خالی قامتی سترگ
پیداست
و من دلتنگم؛
مثل پنجرهای
که سالها
رو به آفتاب گشوده بود،
و در روز جاری
در روشنای سحر،
چشم به راه
خورشیدی جوان است
عبدالرحیم سعیدی راد
برچسب:
نویسنده: یوسف یوسفی