خرید بک لینک

از تشییع آمده‌ام
و تهران،
شبیه باغی‌ست
که ناگهان
بلندترین سرو خود را گم کرده باشد

آب حیات هنوز جاری‌ست،
پرنده‌ای
آهسته مرثیه می‌خواند،
و در سکوت شاخه‌ها
جای خالی قامتی سترگ
پیداست
و من دلتنگم؛
مثل پنجره‌ای
که سال‌ها
رو به آفتاب گشوده بود،
و در روز جاری
در روشنای سحر،
چشم به راه
خورشیدی جوان است

در روشنای سحر

عبدالرحیم سعیدی راد

برچسب: نویسنده: یوسف یوسفی تاريخ: دوشنبه 26 مرداد 1405 ساعت: 15:06

صفحه بندی