یه غزل قدیمی- غریب وار

خرید بک لینک

من همچنان به ياد تو هستم، غريبوار
اي ابر نيمهسوخته! برقي بزن، ببار ...

برقي بزن! بچرخ و سماعي دوباره کن ...
امّا ببار تيغ به چشمان روزگار ..

من مثل آن پرنده كه كوچيده از دلم
سيراب از غرورم و سرشار از انتظار...

اي باغبان عشق! بيا مثل قبل از اين
در زخمهاي سينة من خنده اي بكار ...

تا بنگريم خلوت صبحي دوباره را
دستي بيار و پردة شب را بزن كنار ...

شاعرانه - poetic...

ما را در سایت شاعرانه - poetic دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 181 تاريخ: يکشنبه 7 خرداد 1396 ساعت: 19:37

صفحه بندی